13 بدر
عشق مامان ،جون مامان سلام
سیزده بدر امسال رو با خاله های مامان خاله زهرا ،مریم ،عصی ونداجون وهمسرانشون بودیم البته مامانی و آقا ودایی محمد ،خاله زهرا هم بودند خیلییی خوش گذشت گل پسری اولش خوابت می آمد گریه کردی اما یه کم که خوابیدی سرحال شدی


این جا هم با نیلو کوچولو خوابیدی.
بعد که از خواب بیدار شدی حسابی خوش اخلاق شدی و شروع کردی به بازی کردن ،حسابی بازی کردن تو چمن ها خیلی خوشحال بودی البته اون موقع من نمیدونستم بهانه زیاد می گرفتی بعدا فهمیدم دندونای عقبت داشتن در می آمدن بی قراریت برای این بود.

چی دستت مامانی؟!

آهان گل داری پسر ناز،داری بوش میکنی.

چرا گریه می کنی مامانی!!!
کم کم گل پسرس آرام شد وبا ابوالفضل جون رفت هواپیما سواری وبعدم کلی با گل ها عکس انداختی می گفتی عکس بنداجم !!عکس بنداجم!!

اینم از عکست با گلها .
خلاصه خیلی خوش گذشت عمو مجید نهار برامون کباب درست کرد و در کمال تعجب شازده سه تا سیخ کباب خورد!!!! نوش جونت عزیزم. برات سبزه گره زدیم وبرای خوشبختی تمام نی نی ها دعا کردیم.


13 بدر
