عمری با پسرم
عمری با پسرم
صدرای ما
تاريخ : يکشنبه 9 تير 1392 | نویسنده : مامانی

به نام هستی بخش


تقدیم به تنها فرزندم                        تنها بهانه و امید زندگیم

 

 

 

 

 

صــــدرای عزیزتر از جانم

 

 

 

 

گل پسر



عاشقانه دوستت دارم واز خدای مهربان خواستارم که لیاقت مادری نعمتی همچون تورا داشته باشم. 

 


 

قلبقلبقلب


« آفرینش کودک »

 

هفتمین روز آفرینش به پایان رسیده بود

آب وگل وخاک

شب وستاره ومهتاب

آبی آسمان وآرام آب

تابستان و طراوت و ترانه

پاییز و پرستو و پروانه

زمستان وسرما وبرف

جملگی ؛از ذهن خداوند تراوش یافته و به دنیا آمدند .

خداوند کسی را میخواست که از این سفره های نعمت ها بهره گیرد .

اشرف مخلوقات !

کسی که بهانه ی حضور تمام این زیبایی ها بود .

وبدین سان ؛

مرد را آفرید !

چند مهتاب گذشت ...

خداوند وقتی تنهایی مرد را دید ،به فکر افتاد همراه و همسفر و همسری برای او بیافریند .

وبدین سان ؛

زن را آفرید !

تنهایی مرد سرشار از شهد شوق دلمشغولی شد .

دیگر؛

شبهایش شبهای تنهایی وروزهایش سرریز از سوز سرمای بی کسی نبود.

مرد ؛ شباهنگام همه ی دسترنج خویش را با یک بغل بنفشه وگندم وعشق نثار همسرش می کرد .

و بدین سان لبخندی لطیف بر لبان خداوند نشست !

روز ها وماه ها گذشت ...

اما پنداری چیزی در زندگی نخستین زوج خلقت کم بود .

زن مثل همیشه به تنهایی در مزرعه به گردش پرداخت نگاهش به لانه کبوتران افتاد .

کبوتر ماده ای را دید که دانه های یافته را با عشقی ژرف در دهان جوجه هایش می نهد وکبوتر نر از ساقه های گندم آشیا ن استوار می ساخت .

خدایا این چیست ؟

چقدر زیباست !!

پنداری همان کبوتر است اما اندکی کوچک تر !

چه خوب بود اگر ما هم چنیین موجودی داشتیم !

یک انسان کامل اما کوچک !

با دستانی کوچک وظریف

ونگاهی گرم وخواستی!

اشک پایش را از گلیم چشم زن بیرون کشید و بر گونه هایش لغزید .

خدایا می شود ما هم چنین عزیزی داشته باشیم ؟!

وخداوند که همیشه اشک بندگانش را لبیک می گفت.

پگاه فرا رسید ...

خداوند فرشتگان را فرا خواند وگفت :

می خواهم برای انسان این نخستین زوج ،موجودی بیافرینم .موجودی مانند آن کبوتران ...

فرشتگان شعفناک وناشکیب از خداوند پرسیدند نامش چیست ؟

خداوند لختی اندیشید .گفت :

نامش...  نامش ...

آری نامش با ؛

ک ؛آغاز می شود

تا؛

ک   کوچ تنایی شان گردد.

و    وام دارشان کند به زندگی .

د    دیدار عشق را معنا باشد .

ک   کبوتر آشیانه شان گردد.

کـــودک !

آری    کودک !

«از کتاب لطفا پدر ومادر خوبی باشید.»       

 

لبخندلبخند

لبخندلبخند

 

 پسرم به یاد داشته باش 

 

 

«لحظه ها خاطره اند ، زندگی شوق تمنای همین خاطره هاست .»

 

اگر چنین باشی همیشه بر آنی لحظه های زیبا ،‌خاطره های زیبا ودر نهایت زندگی زیبایی بیافرینی .

 

 

 

صدرای عزیزم

 

یا چنان نمای که هستی ،یا چنان باش که می نمایی .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




بازدید : مرتبه | موضوع :
51
تاريخ : دوشنبه 14 مهر 1393 | نویسنده : مامانی

سلاااااااااااااااام عزززززززززززززیزم محبتمحبت 

خوبی پسر نازم ؟؟؟ تنها بهونه زندگی مامان بوس 

دلمممممممم برات تنـــــــــــــــــــــگ شده بود 

ببخش غیبت خیلی طولانی داشتم و ننوشتم نمیگم وقت نکردم چون اگر می خواستم وقت ش رو می تونستم پیدا کنم اما خب .... گوشتو بیار ....    فقط به صدرا میگم .... جلوتر، نزدیک تر .... دلیل هاش رو یا توی وبلاگت رمز دار برات می نویسم یا یه جایی می نویسم و میزارم که فقط  خاله زینب و بابا میدونن اونجا کجاست !!!!!!!آرام 

اول این که نمی تونم عکساتو بزارم چون گوشیم خرابه ... .تازه از مشهد اومدیم و حسابی بهت خوش گذشت حالا خاطرات مشهد رو برات می نویسم که بدونی چقدر آقااا بودی قه قهه و اصلا اذیت نکردی. گوشیم هم که درست شد کلی عکس داری که برات میذارم .

 

 

این عکس رو گذاشتم برات چون خیلییی دوسش داری بوس

 

 

 

 



ادامه مطلب...

بازدید : 225 مرتبه | موضوع :
50
تاريخ : پنجشنبه 5 دی 1392 | نویسنده : مامانی

سلااااام پسر عزیزم .خوبی مامان .کم کاری مامانو ببخش و به پای بی توجهی من نزار فقط کمی زمان به مامان بده دوباره شروع می کنم  می نویسم برات فعلا حکایت مامان اینه:

خسته 

 

اززندگی از این همه تکرارخسته ام
از های و هوی کوچه و بازار خسته ام

تن خسته سوی خانه دل خسته میکشم
وایا! از این حصار دل آزار خسنه ام

دلگیرم از خموشی تقویم روی میز
از دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام

ازاو که گفت یار تو هستم ولی نبود
از خود که زخم خورده ام از یار خسته ام

با خویش در ستیزم و از دوست در گریز
از حال من مپرس که بسیار خسته ام.

این شعر رو خیلی دوست دارم عزیزم .امیدوارم همیشه تو زندگیت قوی باشی دعای مامان همیشه

همراهته.

 

 

 






بازدید : 236 مرتبه | موضوع :
49
تاريخ : پنجشنبه 7 آذر 1392 | نویسنده : مامانی

سلااااااااام گل پسرم .جقدر دلم تنگ شده که برات بنویسم .عزیز دلم .بوووووووووووووس .

قلب                                                                                                                      قلب

سلام دوستای خوبم ،حالتون خوبه ؟؟ امیدوارم همه تون شاد باشید .از همه تون ممنونم .خیلی ها اومدین نظر دادین چرا پست جدید نمیزارم .ببخشید گرفتار بودم وگل پسر خیلی خیلی شیطون شده وقتی برام نمونده واین که دستگاهمم مشکل داره .به هر حال از لطف همه تون ممنونم خوشحال شدم دیدم یادم بودین ولطف تون شامل حالمه و واقعیت این که خوشحال شدم نمی دونستم این همه دوستای خوب دارم که نوشته هامو می خونن کلی انگیزه گرفتم وحتما خیلی خیلی زود شروع می کنم .ببخشید نظراتون رو تایید نکردم ،حتما میرم تایید می کنم.برای همه تون آرزوی موفقیت می کنم .خدا نگهدارتون.




بازدید : 224 مرتبه | موضوع :
48
تاريخ : پنجشنبه 17 مرداد 1392 | نویسنده : مامانی

مهمانی خوبی بود ،کاش او هم بگوید :

مهمان خوبی بود.

 

... همیشه لحظه خداحافظی ،صاحبخونه دم در ایستاده وبه مهمونش لبخند میزنه

لبخند خدا گوارایتان .

 

پسرعزیزم عیدت مبارک هرچند که امشب پیش مامان نیستی وخیلی دلم برات تنگ شده واولین سفرت رو با پدرت  ،بدون مامان می خوای تجربه کنی .امیدوارم سفر خوب وبی خطری داشته باشی .بازم عیدت مبارک.

 

به همه دوستای مهربونم عید رو از صمیم قلبم تبریک میگم و امیدوارم عیدی خوبی از خدا بگیرید.

عیدتون مبارک

 

 

 




بازدید : 239 مرتبه | موضوع :
47
تاريخ : جمعه 11 مرداد 1392 | نویسنده : مامانی

سلااااااااام جون مامان .سلام عشقم .امیدم ودروت بگردم

دلم برات تنگ شده بود گل پسرم وببخش که نتونستم خیلی بنویسم ازناحیه دو تا زانو آسیب شدیدی دیدم و نمی تونستم برات بنویسم ولی خیلی دلم برات تنگ شده بود خیلی  . عزیز دلم می خوام برات یه جمله زیبا یی رو دیدم وخیلی برام زیبا بود رو بنویسم ار مامان به یاد گار داشته باش.

 

آدمیان به لبخندی که بر لب ها می نشانند؛

به احساس خوبی که بر جا می نهند ؛

و به دردی که می کاهند ،ماندگارند ....

 

قلب                                               قلب                                                قلب                                    

 

پسرم  به مامان قول بده که سعی کنی ماندگار  باشی .دعای مامان همراهت .

 

 




بازدید : 278 مرتبه | موضوع :
46
تاريخ : پنجشنبه 27 تير 1392 | نویسنده : مامانی

پسرم دوست داشتنی ام خاله سارا برات حرف هایی داره که دوست دارم تو این پست برات بذارمشون.

 

                                                                                                          

صدراى عزيزم،فرشته ى پاك و معصوم من ، بعدها وقتى بزرگ شدى و مثل بابات يه مرد رشيد و با لياقت شدى،تازه متوجه ميشى كه زندگى بالا و پايين زياد داره،كم و زياد داره ، خوب و بد داره ،زشت و زيبا داره ، و....ولى يه چيزى رو از خاله سارا يادت باشه ،شايد الآن زود باشه گفتن اين حرفها ، ولى يه وقتهايى زندگى يه درسهايى به آدم ميده كه نبايد آنها رو فراموش كرد ،شايد به خاطر همين بالا و پايين هاى زندگى ،توى خوشى ها و نا خوشي ها بعضى از اين درسها از يادمون بره ،براى همين الآن بهت ميگم كه اگه يه روز خاله سارا رو نديدى حداقل اين حرفهاى من باشه و كمكت كنه تا بهتر بتونى از اين اقيانوس پر تلاطم زندگى گذر كنى و به ساحل آرام زندگى برسى ، صدراى عزيزم يادت باشه ،. از گناه تنفر داشته باش نه از گناهكار،. اگر روزى دشمن پيدا كردى،بدان كه در رسيدن به هدفت موفق بوده اى،. اگر روزى تهديدت نمودند ، بدان كه در برابرت ناتوانند،. اگر روزى خيانت ديدى ،بدان قيمتت بالاست ،. اگر روزى تركت كردند ، بدان با تو بودن لياقت مى خواهد. قربونت برم عزيزم ،صدراى گلم ،فرشته ى قشنگم

 

 

با احمق بحث نكن ، بگذار در دنياى احمقانه خويش خوشبخت زندگى كند،

با وقيح جدل نكن ، چيزى براى از دست دادن ندارد،روحت را تباه مى كند،

از حسود دورى كن ، حتى اگر دنيا را هم به او هم بدهى ، باز هم از تو بيزار خواهد بود،

و با كودك بحث نكن ، چون تو را با خويش مى سنجد.

 

 

گوهر دل را نزن بر سنگ هر ناقابلى

صبر كن پيدا شود گوهر شناس قابلى

 

صدرای عزیزم به حرف های زیبا و پر مفهوم خاله سارا فکر کن و سعی کن در زندگی بهشون عمل کنی.

 

 

 

 




بازدید : 254 مرتبه | موضوع :
45
تاريخ : سه شنبه 25 تير 1392 | نویسنده : مامانی


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

سخنی با...





بازدید : 262 مرتبه | موضوع :
44
تاريخ : دوشنبه 24 تير 1392 | نویسنده : مامانی

سلام جونم ، عشقم

پسرم نازم چند تا از کارای با مزه ات رو که خیلی نیاز به توضیح ندارن رو عکسش رو برات میذارم ،اولیش عکس دفتر نقاشیت جدیدت که خیلی خودت دوست داشتی !!! ببینیم

گل پسر

این دفتر نقاشی جدید صدراست!!!!چشمک

 

گل پسر

اینم عکس ماشین که شازده روی پاش کشیده ،خیلی قشنگ عــــــزیزم!!!

گل پسر

اینم یه ماشین دیگه است !!! ولی فرقش رو با ماشین قبلی نمیدونم چیه ؟ شما نگاه کنید شاید متوجه شدین!!!لبخند

 

خوب شازده پسرم یه روزم منو صدا کردی گفتی بیا ببین هواپیما درست کردم منم آمدم دیدم کلی ذوق کردم . اینم از هواپیمامون!!!

شازده پسر

به به !!! چه هواپیمایی خیلی خوشگلی عزیزم ماچ 

 

اولین شب ماه رمضان و اولین سفره افطارمون

ببخشید اینو گذاشتم که ببینید و بهم بگیدکه چه کار کنم کلی عکس دارم که این طوری نمایش داده میشن وحسابی ذوقم رو کور می کنند.

 

 

 

 

 




بازدید : 274 مرتبه | موضوع :
43
تاريخ : يکشنبه 23 تير 1392 | نویسنده : مامانی

سلام گل مامان

خوبی پسر نازم ،عزیزم امروز یه جمله گفتی !!! بهتر از اول تعریف کنم اومدی گفتی مامان آب بده ،منم رفتم تو آشپزخونه برای پسرم آب آوردم وقتی لیوان آب رو دادم دستت حسابی گریه و زاری را انداختی !!!! هچی ازت می پرسیدم چی شده جز گریه و وسطش  که جملات نا مفهومی می گفتی ،چیزی متوجه نشدم نیشخند بعد از بک ربع گریه کردن وتلاش مامان برای ساکت شدن گل پسر گفتم خوب مامان حالا بگو چی شده ؟ گفتی میگم آبش بیاد بالا !!!!!! من بی نوا هم منظورت رو متوجه نشدم بعد ار کلی فکر کردن فهمیدم که منظورت اینه که لیوان آب رو پر کن!!!! بله این از صدرای ما وحرف زدنش !!!!

 

الهی قربونت برم .خیلی دوستت دارم .

 

گل پسرماچ

 

مامان های مهربون عکس های من بعد از آپلود مشکی نمابش داده می شوند اگه علتش رو می دونید ممنون میشم بهم بگین.

 

 




بازدید : 367 مرتبه | موضوع :
41
تاريخ : شنبه 22 تير 1392 | نویسنده : مامانی


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

نوشته ای پر از غمه که روح شما عزیزان رو آزار میده ،عذر می خوام





بازدید : 315 مرتبه | موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد

ゆるふわ(*´`)